خود و دیگری
جام جم، اندیشه، چهارشنبه ۷ دی ۱۳۹۰
چالش مدام خود و دیگری
در تزاحم میان فردیت و وجه اجتماعی حیات، اولویت با کدام است؟

انتخاب میان خود یا دیگران در روابط انسانی همواره یکی از پرچالشترین مسائل علم روانشناسی و فراتر از آن علوم بنیادینی همچون فلسفه بوده است. فلسفههای گوناگونی در این زمینه پدید آمدهاند که هر یک با تکیه بر یکی از این دو وجه غیرقابل انفکاک وجود انسان اقدام به تعریف و تفسیر زندگی آدمیان کردهاند. مارکسیسم و سوسیالیسم محصول توجه بیش از اندازه به جمع در مقابل فرد است و دنیای جدید هم چنانکه میدانیم و از نزدیک مشاهده میکنیم توجهی بیش از حد به فردیت انسانها در مقابل وظایف اجتماعی آنها دارد. ظهور مکاتبی همچون لیبرالیسم ماحصل همین تلقی جدید بوده و از این نظر نقطهای درست مقابل مکاتب اجتماعمحوری همچون مارکسیسم به شمار میآید. در جهان امروز حق، جای تکلیف نشسته و انسان به مثابه موجودی فرداً ارزشمند نگریسته میشود که اجتماع موظف است حقوق او را تمام و کمال به وی بپردازد بدون اینکه این فرد الزامی به گذشتن از حق خود به نفع نیاز جامعه و مقتضیات یک زندگی اجتماعی جمعی داشته باشد. این در حالی است که در گذشته زندگی اجتماعی به قدری حائض اهمیت بوده که چه بسا فردیت انسانها در این کلیت جمعی مستحیل میگشته و از جنبهای دیگر به ماهیت حیات انسان به عنوان موجودی مختار و اندیشنده لطمه وارد میآورده است.
پارادوکس «خود» و «دیگری»، در زندگی خانوادگی افراد جامعه نیز –که کوچکترین نمونهی مصداقی اجتماع به شمار میآید- نقشی مهم ایفا میکند و یکی از مهمترین عوامل بروز اختلاف در میان افراد یک خانواده است. در جهان امروز بسیاری از جداییها از حلناشده باقی ماندن همین مسئلهی مهم نشأت میگیرد و در گذشته نیز اگرچه بیپاسخ ماندن این پرسش مستقیماً به جدایی فیزیکی افراد از هم منتهی نمیشده اما میان اعضای خانواده نوعی طلاق عاطفی زودهنگام بوجود میآورده که فرد را به نفع جامعه فدا نموده و باعث بروز عقدههای روانی بسیاری در میان افراد اجتماع میشده است ...
ادامه مطلب
سیمای آبادی
سایت آوینی فیلم، چهارشنبه ۴ آذر ۱۳۹۰
نگاهی به برنامهی «سیمای آبادی»
سیمای جهاد اقتصادی در رسانه

برنامهی «سیمای آبادی» که هر هفته چهارشنبهها از شبکهی 1 سیما پخش میشود برنامهای است با موضوع کشاورزی و مسائل اقتصادی مربوط به آن که با نظر به نامگذاری سال 1390 به عنوان سال جهاد اقتصادی تولید و ارائه شده است.
سیمای آبادی برنامهای استودیویی است که بنا به روال مرسوم این قبیل برنامهها از یک مجری ثابت برای بخشهای استودیویی و نیز تعدادی آیتم میانبرنامهای مثل گزارش مستند، مصاحبه با کارشناسان و غیره بهره میبرد. گفتوگوی تلفنی با مسئولان و کارشناسان مقولهی مهندسی کشاورزی هم یکی دیگر از المانهای تشکیل دهندهی این مجموعه برنامهی تلویزیونی است. به عنوان نمونه میتوان به گفتوگو با مدیر تدوین طرح نقشه جامع علمی بخش کشاورزی اشاره کرد که در یکی از قسمتهای برنامه که موضوع آن گندم و جو دیم کشور بود انجام گرفت.
دربارهی اهمیت موضوع برنامه از دو منظر میتوان سخن گفت. یکی از جنبهی تناسب موضوع برنامه با مناسبت مهم امسال یعنی مسئلهی جهاد اقتصادی و دیگر ارزش و اهمیت مقولهی فراموششدهای همچون کشاورزی که در رسانهی ملی کمتر به آن توجه شده است. اینکه سازندگان برای تهیهی برنامهای بر اساس مناسب امسال یعنی بحث جهاد اقتصادی به سراغ موضوع کشاورزی رفتهاند نشان از نگاه عمیق و بنیادین آنها به مسئله دارد و اینکه سعی نکردهاند با پرداختن به یک سری موضوعات کلیشهای و دمدستی -که اولیهترین مسائلی است که با فکر کردن به موضوع جهاد اقتصادی به ذهن خطور میکند- خیال خود را آسوده کنند و تصور کنند وظیفهی رسانهای خود را در این زمینه به انجام رساندهاند ...
ادامه مطلب
سعادت آباد
سایت آوینی فیلم، یکشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۰
تلخ، اما جذاب و شیرین
فیلم سینمایی «سعادت آباد» که هم اکنون در صدر فروش فیلمهای در حال اکران تهران قرار گرفته یکی از بهترین آثار سینمایی چند سال اخیر است که به موضوع معضلات اجتماعی خانواده در ایران امروز میپردازد. فیلم، ساختار به شدت قدرتمندی دارد و از هر جهت قابل ستایش است. هم از نظر فیلمنامه و داستان روایی منسجمی که دارد، هم از نظر کارگردانی و مسائل مربوط به دکوپاژ و میزانسن و بازی و تدوین و هم نظر محتوا و درونمایه که این مورد آخر متأسفانه متاعی کمیاب در میان آثار تولیدی سینمای ماست.
«سعادت آباد» روایتگر یک مهمانی خانوادگی در شمال شهر تهران است. کسانی که در این مهمانی حضور دارند همه اهل تجارت هستند و از وضعیت مالی بالایی برخوردارند اما یک نفر در این میان استثناست. شخصیتی با نام علی که دانشگاه رفته است و مدرک دکتری دارد و علایق و سلایق کاملاً متفاوتی هم نسبت به دیگر افراد حاضر در این جمع دوستانه دارد. در میان این همه فقط همین علی درسخوانده است که حساسیتی بیش از اندازه بر روی همسر خود دارد و مدام او را میپاید که مبادا دست از پا خطا کند و رفتاری مخالف با نُرم رفتاری مورد نظر او داشته باشد. حساسیتهای بیجا یا بهجای علی در طول دو سوم ابتدایی فیلم تماشاگر را نسبت به او بدبین کرده و او را تبدیل به شخصیت منفی ماجرا میکند اما درست در یک سوم پایانی فیلم صفحه برمیگردد و مخاطب روی دیگر سکه را هم میبیند: اینکه اگرچه کار علی قابل دفاع نیست اما دیگران هم به هیچ عنوان وضعیتی بهتر از او ندارند. آنها اگر حساسیت علی را ندارند و به قول معروف بیخیال هستند دلیلش بیتوجهی و بیاعتنایی به زندگی خانوادگیشان است نه اینکه فهمیده باشند و به اصطلاح روشنفکر ...
ادامه مطلب
ولایت عشق
سایت آوینی فیلم، چهارشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۰
نگاهی دوباره به مجموعه ی «ولايت عشق»
تاريخ با چاشنی حاشيه
سريال «ولايت عشق» به كارگرداني مهدي فخيم زاده آخرين مجموعه داستاني تلويزيوني با موضوع اصلي ائمه ي معصومين (س) است كه از رسانه ملي پخش شده و هم اكنون نيز در آستانه ي ولادت امام رضا (ع) شاهد پخش مجدد آن از شبكه ي 1 هستيم. اگرچه مجموعه اي همچون مختارنامه هم در بستر زندگي امام معصوم روايت شده اما چون كاراكتر اصلي آن شخصيتي غيرمعصوم است و مجموعه هم بنا نداشته روايتگر داستان زندگي يكي از امامان شيعه باشد مي بايست حساب آن را از آثار بيوگرافي مربوط به زندگي امامان جدا كنيم. امام علي، تنهاترين سردار، و ولايت عشق اما آشكارا با هدف به تصوير كشيدن سير زندگي معصومين ساخته شده¬اند و متأسفانه در هر سه مورد اين ويژگي تبديل به بزرگترين نقص اثر شده است.
وقتي ما اقدام به ساخت فيلم درباره ي زندگي يك شخصيت تاريخي مي كنيم هيچ چيز مهمتر از شخصيت پردازي جامع و موشكافانه در خصوص كاراكتر اصلي ماجرا نيست و نمي توان وقايع تاريخي را جايگزين اين اصل ضروري كرد. حال اگر ما به هر دليل ممكن نتوانيم بيش از اندازه به شخصيت مورد نظر نزديك شويم و ناچار باشيم او را در هاله اي از ابهام يا تقدس به تصوير بكشيم آن وقت با يك نقض غرض واضح مواجه خواهيم شد. اينكه بنا داريم به زندگي يك شخصيت تاريخي و مذهبي بپردازيم بدون اينكه حتي چهره ي او را ببينيم چه برسد به اينكه از نزديك با او همراه شده و به داستان زندگي اش دل بسپاريم. اما آيا هيچ راهي وجود ندارد براي اينكه ما از اين شرايط حاكم به نفع خود بهره برده و در دام تكرار و كليشه گرفتار نشويم؟ ...
ادامه مطلب
اینجا بدون من
سایت آوینی فیلم، پنجشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۰
درباره ی «اينجا بدون من»
فيلمی كه جان دارد

«اينجا بدون من» فيلم ديگري است از بهرام توكلي. كارگردان جواني كه با فيلم هاي قبلي خود «پابرهنه در بهشت» و «پرسه در مه» استعداد خود را در كارگرداني و همچنين فيلمنامه نويسي نشان داده و حالا به سراغ گونه اي جديد از توليد اثر سينمايي رفته: فيلمسازي اقتباسي با بهره گرفتن از ادبيات نمايشي جهان. «اينجا بدون من» اقتباسي است از نمايشنامه ي «باغ وحش شيشه اي» تنسي ويليامز. همان نمايشنامه نويس مطرحي كه يكي از شاهكارهاي ماندگار تاريخ سينما يعني فيلم «گربه روي شيرواني داغ» به كارگرداني ريچارد بروكس و با بازي پل نيومن نيز بر اساس نمايشنامه اي از او ساخته شده است. البته لازم به ذكر است كه توكلي در تيتراژ كار خود صراحتاً به اين اقتباس اشاره كرده و در فيلم هم المان هايي براي نماياندن اين بهره گيري ادبي گنجانده است و از اين رو بايد در اين آشفته بازار سرقت ادبي و سينمايي به او آفرين گفت و صداقت او را در اين زمينه ستود. روشن است كه تصريح سازنده به منبع مورد اقتباس نه فقط از ارزش هاي اثر او كم نمي كند بلكه تحسين مخاطب آگاه را نيز بر مي انگيزد و سينماي ايران را به استانداردهاي جهاني نزديكتر مي كند چنانكه مي بينيم بزرگترين فيلمسازان دنيا كارشان را بر اساس همين اصل اقتباس پيش مي برند و بهترين فيلم هاي تاريخ سينما هم اغلب آثاري اقتباسي هستند (ازجمله سه گانه ي پدرخوانده) و شايد فقط در كشور ما نوشتن فيلمنامه ي اورژينال اين همه ارج و قرب داشته باشد و در مقابل، كار اقتباسي اين همه كم ارزش و مهجور به نظر برسد ...
ادامه مطلب
اقتباس
سایت آوینی فیلم، پنجشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۰
دربارهی بهره گرفتن از ایده های سینمایی دیگران
مرز اقتباس

اقتباس یکی از رایجترین روشهای ایدهیابی برای ساخت فیلم سینمایی است که متن، شیوهی کارگردانی، بازی، موسیقی، میزانسن و... همه را در بر میگیرد. منتها باید دانست که مرز اقتباس کجاست و بهرهبرداری از ایدههای دیگران تا چه اندازه امکانپذیر و به چه صورت مقبول است.
روشن است که ایدهها هیچگاه در خلأ بهوجود نمیآیند و سابقهی ذهنی فیلمساز در مواجهه با آثار قبلی همواره نقشی انکارناپذیر در فرایند شکلگیری ایدهی جدید و تولید اثر هنری تازه دارد. الهام گرفتن مستقیم از وقایع طبیعی فقط در صورت مصداق پیدا میکند که ذهن فیلمساز از هرگونه تجربهی پیشین در زمینهی مورد نظر خالی باشد و کار او ابداعی خالص در حیطهی کار هنری و سینمایی به حساب بیاید. دربارهی قدما شاید بتوان برای این قضیه مورد مصداقی پیدا کرد اما در دوره و زمانهی ما که فیلمسازان عقبهی آثار هنری بیشماری را پشت سر دارند و ایدهها هم تا حد امکان مورد استفاده قرار گرفته و امور واقعاً تازه و بدیع به ندرت یافت میشود نمیتوان زیاد به دنبال خلاقیت ناب و مستقل گشت ...
ادامه مطلب
هشدار!
سایت آوینی فیلم، دوشنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۰
هشدار!
دربارهی رواج فیلمهای سطحی و مبتذل

شخصاً دوست ندارم زیاد دربارهی فیلمهای نازل سینمای ایران بنویسم آن هم با نگاهی دردمندانه که به نظرم بیش از همه شعور مخاطب سینما را زیر سؤال میبرد. اینکه فلان فیلم ذائقهی تماشاگر را خراب میکند یا امکان درک مضامین عمیقتر را از او میگیرد و امثال اینها؛ چراکه معتقدم در فضایی آزادانه و عادلانه که فیلم خوب و بد به موازات هم تولید و اکران شوند نیازی به این قبیل دلسوزیها نیست و اصلاً ویژگی اثر خوب، سنگینیاش در موازنه با آثار دیگر است و اگر نتواند برتری خود را اینگونه ثابت کند، به زور جشنواره و تحلیل منتقدان و تفسیرها و تأویلهای عموماً بار بر فیلم، نمیتوان ضعف فیلم را در جذب مخاطب توجیه نمود و مخاطب را متهم کرد به کجفهمی و نداشتن ذوق و سلیقهی سالم. اصلاً وجود فیلم ضعیف، خودش ابعاد قوت ساختهی خوب را آشکارتر میکند و اگر ذوقی هم میبایست تربیت شود در این فضای رقابتی است که محقق میشود.
اما همانطور که گفتم این اعتقاد فقط در بستر یک رقابت عادلانه میان فیلمهای تولید و اکران شده معتبر است و الاّ وقتی عدالتی در بین نباشد و تلویزیون و سینما، به جای ایجاد فضای آزاد برای هر نوع ساختهی تلویزیونی و سینمایی، بسته به سلیقهی خود یا سلیقهی فعلی مخاطب، به نفع یا علیه هر طرف، داوری نموده و اعمال سیاست نمایند اینجاست که دیگر نمیتوان دم از اختیار و انتخاب درست و شعور مخاطب زد ...
ادامه مطلب
قصه پریا
سایت آوینی فیلم، چهارشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۰
دربارهی قصه پریا و حواشی مربوط به نقد آن در رسانهها
حد انصاف

فیلم سینمایی «قصه پریا» جدیدترین ساختهی فریدون جیرانی است که هم اکنون بر پردهی سینماهاست. دربارهی این فیلم باید فارغ از جار و جنجالهای حاشیهای که عمدتاً مبتنی بر رویکرد سفارشی فیلم هستند پرداخت. برای مواجهه با اثر هنری نمیشود پیشفرض داشت و با غرضورزی اقدام به نقد اثر یا سازندهی آن نمود. درست است که قصه پریا فیلمی سفارشی است که قرار است نظرگاه رسمی در باب اعتیاد و زندگی مشترک را به مخاطب انتقال بدهد اما این به تنهایی دلیل نمیشود که وقتی بنا داریم دربارهاش بنویسیم همهی توجهمان را به این نکته مصروف بداریم و به قول معروف از متن به حاشیه برویم.
قصه پریا فیلم ضعیفی است و قادر نیست مضمونی را که مدنظر دارد به درستی بیان کند اما این ضعف بیش از آنکه بازگشت داشته باشد به شخصیت فریدون جیرانی یا حتی نحوهی کارگردانی او، بر میگردد به فیلمنامهی ضعیف اثر و داستانپردازی اغراقآمیز و سانتی مانتال آن. درست است که کارگردان وقتی داستانی را برای ساخت برمیگزیند خواه ناخواه خود را مسئول نقصهای فیلمنامهای کار هم قرار داده و باید از این جهت مورد سؤال قرار بگیرد اما این به معنای نادیده انگاشتن کار او به لحاظ کارگردانی و دکوپاژ نیست. قصه پریا اگرچه به لحاظ داستانی یکی از بدترین فیلمهای جیرانی است اما به لحاظ ساختاری و تدابیر مربوط به دکوپاژ و میزانسن به جرأت میتوان گفت که بهترین کار جیرانی است. به عبارت دیگر جیرانی با ساخت این فیلم نشان داد که برخلاف بسیاری از همنسلانش، گذر ایام، هنر او را در کارگردانی دستخوش آسیب نکرده بلکه بر توانایی حرفهای او افزوده است اگرچه این توانایی میتواند لزوماً همراه با سلیقهی سینمایی بهتر و ذوق هنری کاملتر نباشد ...
ادامه مطلب
رنگ و نور
جام جم، قاب کوچک، شنبه ۳ دی ۱۳۹۰
کارگاه مستند
اصلاح رنگ و نور

یکی از مهمترین نکات فنی مربوط به فیلمسازی مستند، اصلاح رنگ و نور تصویر بعد از فیلمبرداری (نگاتیو) و یا تصویربرداری (دیجیتال) است. در فیلم داستانی، کارگردان با عناصر مختلفی مثل فیلمنامهی از پیش نوشته شده با روند وقایع مشخص، میزانسن، بازی و غیره سر و کار دارد که میتواند از آنها برای بیان منظور خود استفاده کند حال آنکه عمدهی اختیارات مستندساز در فرایند تولید مربوط میشود به مرحلهی بعد از فیلمبرداری چراکه هرگونه دخالت دیگری در مراحل پیشین خواه ناخواه از سندیت کار کم میکند و آن را ساختگی و تصنعی جلوه میدهد. یکی از مهمترین این اختیارات، مسئلهی اصلاح رنگ و نور است که به واسطهی آن مستندساز قادر است به مادهی خام گرفته شده از واقعیت، ارزش بصری و هنری بدهد و از این طریق اقدام به معناسازی و انتقال مفهوم به مخاطب نماید. البته این اصلاح میبایست به حدی باشد که فیلم را غیرواقعی جلوه ندهد و همان مشکل ساختگی و تصنعی بودن را این بار به شکلی دیگر برای فیلم به وجود نیاورد.
با این حال هستند کسانی که معتقدند هرگونه دستکاری فیلمساز بعد از مرحلهی فیلمبرداری به واقعگرایی کار لطمه میزند و مستندساز باید حرف خود را فقط از طریق تدوین و یا تدابیری که در لحظهی فیلمبرداری اتخاذ نموده بیان کند. اما یک اشکال مهم به این موضع وارد است. اینکه چرا ما با کادربندی، نورپردازی، استفاده از لنز بخصوص و بهرهگیری از فیلتر رنگی خاص در لحظهی ضبط تصویر مشکلی نداریم اما اگر همین نور و رنگ و کادر و فاصلهی کانونی را پس از تصویربرداری برای فیلم ایجاد کنیم به واقعگرایی کار صدمه زدهایم؟ ...
ادامه مطلب
مونتاژ موازی
جام جم، قاب کوچک، شنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۰
کارگاه مستند
مونتاژ موازی

متریال بصری فیلم مستند را عموماً نماهایی تشکیل میدهند که فیلمساز در ساخته شدن آنها نقشی جز شکار لحظه و استفادهی درست از کادر تصویر و نحوهی فیلمبرداری نداشته است. رویدادی که جلوی دوربین مستندساز رخ میدهد به جز در مستندهای بازسازی، به هیچ رو تحت اختیار کامل فیلمساز نیست و همین ویژگی است که به تصاویر گرفته شده از این رویدادها ارزش استنادی میدهد و حساب آنها را از تصاویر مبتنی بر تخیل صرف جدا میکند.
با این وصف پیداست که فیلمساز مستند برای بیان منظور خود نیازمند تکنیکهایی جایگزین است که ناتوانی او را در مدیریت کامل آنچه مقابل دوربین رخ میدهد جبران نمایند و به او امکان استفادهی بیانی و دراماتیک از متریال واقعی و مستند بدهند. یکی از مهمترین این تکنیکها مونتاژ موازی است که در فیلم مستند اغلب تداعی یک وضعیت مقایسهای را میکند و باعث میشود تماشاگر پیام مدنظر فیلمساز را از این طریق دریافت نموده و دیگر نیازی به گفتار متن یا دیالوگ که عموماً از وجههی استنادی کار کم میکنند نباشد ...
ادامه مطلب


