بانک
جام جم - قاب کوچک - شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۸۸
فیلم کوتاه
تجربهای نخستین از یک نابغۀ فقید

هاواردهاكس در پاسخ به پرسش جوزف مكبرايد كه ميپرسد: «به جوانان علاقهمند به شروع كار در سينما چه توصيهاي ميكنيد؟» ميگويد: «محض رضاي خدا سعي كنيد كارتان خالي از نمك و شوخ طبعي نباشد، چون براي يك مبتدي بدترين كار اين است كه تصور كند بهترين روش براي تحت تاثير قرار دادن تماشاگر، زيادي جدي و دراماتيك بودن است و به گريهانداختن افراد. من 20 سال است كه در هيچ كدام از فيلمهايم صحنه گريه نياوردهام، مگر آن كه به قصد ايجاد خنده باشد؛... مطلقا به اين جور درام بازي در آوردن اعتقادي ندارم... اين است اندرز من به فيلمسازهاي جوان. محض رضاي خدا سعي كنيد فيلمتان قدري مفرح باشد.» پیشتر اشاره شد که فیلم کوتاه، اختصاصی به فیلمسازان جوان و باصطلاح مبتدی ندارد و رشتهای حرفهای و تخصصی در فیلمسازی است. اما ضمناً به این هم اشاره شد که به هر حال بخش مهمی از فیلمهای کوتاه ماندگار را تجربههای نخستین فیلمسازان بزرگ تشکیل میدهد و فیلم کوتاه در بسیاری اوقات در حکم سیاهمشقی برای سرمشقهای بعدی فیلمسازان بزرگ است. بنا به همین مهم میتوان مخاطب اندرز مذکور از هاکس را بیشتر، سازندگان فیلم کوتاه دانست و موضوع بحث او را به طور خاص، فیلم کوتاه. ذکر این نقل قول در اینجا مقدمهای بود برای تبیین دلیل نخستین انتخاب ما برای بررسی فیلمهای کوتاه تاریخ سینما که عبارت است از فیلم کوتاه «بانک» محصول 1915 امریکا ساختۀ فیلمسازی که نه فقط در آثار ابتدایی، بلکه در همه فیلمهایش شوخطبع و سرزنده و مفرِح بود. کمدین شهیر تاریخ سینمای جهان «چارلز اسپنسر چاپلین» ...
ادامه مطلب
آنیا
جام جم - قاب کوچک - شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۸۸

«آنیا» یا همان «پرنسس آن»، شاهزادهای است که دربارهاش میگویند: «در چهرۀ گشودۀ پرنسس جوان هیچ نشانی از خستگی یک هفته حضور مداوم در مجامع رسمی دیده نمیشد.» اما این تنها قضاوتی تبلیغاتی و یا در بهترین حالت، قضاوتی ناآگاهانه است که دیگران از دور دربارۀ او دارند و با واقعیت امر فاصلۀ بسیار دارد. اکراه او از این تشریفات دست و پا گیر را باید از بیرون آوردن پایش از کفش در وسط مجلس رسمی و نیز از اظهار نظر صریح او دربارۀ این تکلفات خستهکننده دریابیم که معترضانه به مستخدم شخصیاش میگوید دارد خفه میشود از این زندگی. پرنسس آن، بیزار از تشریفات مرسوم و آرزومند سادگی و بیتکلفی است و از همینرو است که تنها با اشارهای از جانب دکتر که میگوید: «به نظر من بهتر اینه که تا چند وقت هر کاری دلتون میخواد بکنین.» لباس ساده میپوشد و از قصر و تجملات بی روحش به میان مردم ساده و سرزندۀ شهر میگریزد. علاقمندی آنیا به زندگی سادۀ مردم و بیتوجهیاش به آداب اشرافی دربار را از پابرهنه دویدنش دم پنجره برای تماشای مشتاقانۀ مردم می توان به خوبی مشاهده نمود ...
ادامه مطلب
جشنواره
جام جم - قاب کوچک - شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۸۸
فیلم کوتاه
فیلم کوتاه و جشنواره

به دلیل محدودیت های مربوط به اکران فیلم کوتاه، بهترین منصه برای ظهور تجربه های کوتاه سینمایی، جشنواره است. فیلم بلند اگر در جشنواره ها دیده نشود می تواند در فرصتی دیگر بر روی پرده سینماها به نمایش در بیاید. فیلم مستند هم اگر نه در جشنواره رؤیت شود و نه بر پرده سینما، در عوض به دلیل سیاست های موجود قابلیت پخش از تلویزیون را داراست اما عمده فیلم های داستانی کوتاه تنها در جشنواره های فیلم کوتاه به صورت روزآمد قابل مشاهده اند و امکان دیگری برای تماشای آن ها در سال ساخت و زمان اصلی آن ها نیست و تنها می توان نسخه های ویدئویی یا دی وی دی آن ها را –آن هم به سختی- بعدها یافت و به تماشای آن ها نشست. این ویژگی،اهمیت ویژه ای به بخش فیلم کوتاه جشنواره های سینمایی می بخشد که در دیگر بخش ها وجود ندارد.
جشنواره، هم برای فیلمساز فیلم کوتاه که طبعاً خواهان دیده شدن اثر خود است اهمیت دارد و هم برای مخاطب علاقمند به پیگیری آثار سینمایی کوتاه. خیلی از کارگردان های فیلم بلند هستند که به دلایل مختلف هیچ علاقه ای به شرکت دادن فیلم خود در جشنواره ها ندارند و ترجیح می دهند فیلمشان ابتدا به ساکن و بدون هیچ پیش زمینه قبلی بر پرده سینما دیده شود و فقط هم تماشاگران درباره آن فیلم قضاوت کنند نه منتقدان و داوران جشنواره ای؛ چراکه نیازی به تحسین و جایزه و اعتبار در خود حس نمی کنند. فیلم می سازند برای اینکه به فیلمسازی و به سرگرم کردن مخاطب و آموختن تجربه به او ایمان دارند نه چیز دیگر. پیداست که جشنواره برای این دسته از هنرمندان اصیل چندان موضوعیتی ندارد و شاید فقط تماشاگر باشد که به دلیل جذابیت های مربوط به مسابقه و رقابت و غیره مشتاق دیدن فیلم های این اشخاص در جشنواره باشد. اما آیا در میان سازندگان فیلم کوتاه هم چنین وضعی مصداق دارد؟ ...
ادامه مطلب
هادی
جام جم - قاب کوچک - شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۸۸

هادی فیلمسازی بسیجی است که برای aساختن فیلمی درباره بوسنی عازم دیاری شده که پیشتر همتای عکاس او به نام «عزیز» در جبهه های جنگ آن حضور داشته و مجروح شده است و حالا تنها صدای ضبط شده او بر روی نوار کاست قرار است هدایتگر هادی برای یافتن آتش عشق پنهان در زیر خاکستر سبز بوسنی باشد.
هادی یک راوی است. یک شاهد. یک بیننده که البته فقط تا آن اندازه ای می تواند ببیند که باید ببیند. او و عزیز آنقدر به هم شبیهند که گویی نه فقط دو روح در یک تن که حتی یک روح واحدند. هادی در طول مسیر سفر خود به بوسنی، قدم به قدم بیشتر در قالب عزیز فرو می رود و لحظه به لحظه خاک این سرزمین را برای خود آشناتر می بیند. او هم مثل عزیز آمده بوده بوسنی تا فقط ناظر باشد اما مثل عزیز مبدل می شود به مبارز. به یک بوسنیایی و به یک جانباز ...
ادامه مطلب
مستقل و حرفه ای
جام جم - قاب کوچک - شنبه ۳ بهمن ۱۳۸۸

فیلم کوتاه به مثابه یک سکانس از یک فیلم بلند است منتها سکانسی که به تنهایی دارای نوعی استقلال و کمال نسبی است. نمی توان از فیلم کوتاه انتظار داشت به همان اندازه مخاطب خود را قانع کند که فیلم بلند می کند. این خاصیت فیلم کوتاه و به طور کلی بیان موجز و فشرده در هر قالب بیانی هنری است که در آن تمرکز بیشتر از اقناع مخاطب بر ایجاد سؤال در ذهن او و واداشتنش به تفکر و تأمل باشد. شاید از همین روست که مخاطب عام معمولاً به فیلم بلند علاقه بیشتری نسبت به فیلم کوتاه دارد و از آن بیشتر استقبال می کند. این خاصیت فیلم کوتاه، می تواند هم مزیت فیلم کوتاه باشد و هم عیب و نقص آن؛ بسته به اینکه با چه نگاهی به این ویژگی بنگریم و چگونه آن را مورد توجه قرار دهیم.
مزیت این خصیصه در آن است که فیلم کوتاه به لحاظ ماهوی مخالف با ساده پسندی و ابتذال مبتنی بر جذابیت های کاذب است. فیلم کوتاه به دنبال آن نیست که همچون بسیاری از فیلم های بلند سینمایی فقط مخاطب خود را سرگرم کند و به هر قیمتی که شده در همان مواجهه اول نظر مثبت او را به خود جلب کند. از این لحاظ قالب فیلم کوتاه به ماندگاری، بیشتر توجه دارد تا اثرگذاری در لحظه. شاید این سخن عباس کیارستمی در مورد فیلم کوتاه بیشتر از فیلم بلند مصداق داشته باشد که گفته است "فیلم هایی بهترند که سر مخاطب کلاه نمی گذارند و چه بسا نه هنگام نمایش بلکه بعد از پایان فیلم، شروع به شکل گیری در ذهن مخاطب خود می کنند" ...
ادامه مطلب
آلیشیا
جام جم - قاب کوچک - شنبه ۳ بهمن ۱۳۸۸

«آلیشیا» در باطن، دختری معصوم و بی گناه است ولی در ظاهر، دست تقدیر شرایطی برای او رقم زده که خوشنام و مورد قبول جامعه نباشد. به علاوه، او دختر کسی است که به جرم جاسوسی به 20 سال حبس در زندان ایالتی متهم شده و همین خود بیشتر موجبات بدنامی آلیشیا را فراهم ساخته است و این ها همه روی هم موجبات بی علاقگی آلیشیا به شرایط و موقعیت خود و پدرش را. آلیشیا بدنامی است که می خواهد خوشنام باشد غافل از اینکه وقتی ارزش ها وارونه می شوند، وقتی انسان ها در شناخت خوب و بد، ظاهربین و در نتیجه کج اندیش می شوند، و وقتی ظاهر و باطن فاصله ای اینچنین از هم می گیرند، دیگر نه بدنامی به معنای بد بودن است و نه خوشنامی مترادف با خوب بودن. قضاوت دیگرانی که تنها ملاک سنجش خوب و بد در نزدشان ظاهر است نه تنها ارزشی ندارد بلکه ارزش غالباً در اتخاذ موضع کاملاً مخالف با آن هاست. آلیشیا حتی ساده دل تر از آن است که اصلاً بتواند به این تحلیل های نظری پیچیده فکر کند. او می خواهد خوب باشد و خوب بودن در نظرش پذیرفته شدن از ناحیه پلیس خوشنامی است که وارد زندگی اش شده و به او ابراز عشق کرده و آلیشیا به زندگی مشترک با این شاهزاده رویایی! دل بسته است.
آلیشیا در جستجوی خوشنامی به جایی می رسد که نادانسته به قلمرو خوبی های حقیقی پشت می کند و به بدترین بدی ها یعنی عمل ناشایست جاسوسی آن هم به شکل «ماتاهاری» گونه اش تن می دهد فقط چون تشنه اندکی محبت است در جامعه ای که همواره او را از خود رانده و با انگ بدنامی طردش کرده است ...
ادامه مطلب
برشی از زندگی
جام جم - قاب کوچک - شنبه ۲۶ دی ۱۳۸۸
فیلم کوتاه
فیلم کوتاه، برشی تجربی از زندگی

فیلم کوتاه برشی کوتاه از زندگی است که سعی دارد مخاطب خود را در زمانی اندک و بدون واداشتن به صرف وقت و هزینه و انرژی زیاد، به رویا فراخواند. فیلم کوتاه در نگاه نخست تنها نوعی دستگرمی و یا سیاه مشق برای ساخت فیلم بلند است. حتی برخی جایگاه آن را از این نیز پایین تر می دانند و اشتغال به ساخت آن را مخصوص افراد مبتدی و تازه وارد به حیطه کارگردانی می دانند. شاید این موارد نیز بخشی از ساخته های مربوط به سینمای کوتاه را به خود اختصاص دهد اما این هرگز به معنای منحصر بودن فیلم کوتاه در این موارد بخصوص نیست. نمونه فیلم های کوتاه فراوانی در تاریخ فیلمسازی دنیا هست که امروزه همپای فیلم های بلند و حتی جلوتر از خیلی از آن ها در صفحات کتاب های تاریخ سینما برای خود جایی دارند و به آن ها ارجاع داده می شود و از آن ها به عنوان شاهکارهای تاریخ سینما یاد می شود. اگر بپذیریم که ملاک برتری فیلم، ماندگاری و ارزش هنری و در یک کلام کیفیت است نه عوامل کمّی همچون طول زمان فیلم و یا هزینه تولیدی بالا و فاکتورهایی از این قبیل، آن گاه به قابلیت ذاتی فیلم کوتاه برای مطرح شدن به عنوان سینمایی مستقل و کامل، اذعان خواهیم نمود چنانچه امروزه کمتر کسی است که منکر استقلال بیانی داستان کوتاه –حتی مینیمال های چند سطری- باشد. از این گذشته حتی دستگرمی و سیاه مشق بودن فیلم کوتاه هم منافاتی با استقلال بیانی آن ندارد. اینجا نیز همه چیز به کیفیت بر می گردد. از این نظر می توان فیلم کوتاه را به اسکیس در طراحی مانند کرد. شاید زمانی اتود و اسکیس نوعی تمرین و مقدمه برای خلق نهایی پنداشته می شده اما امروزه این گونه نیست و می بینیم که این قالب تجسمی به مثابه اثر هنری کامل، در نمایشگاه های مستقل هنرهای تجسمی به نمایش در می آید و کسی هم آن ها را ناقص فرض نمی کند و به دنبال ادامه آن ها نمی گردد ...
ادامه مطلب
عبدالله
جام جم - قاب کوچک - شنبه ۲۶ دی ۱۳۸۸

نخستین کلام عبدالله در وصف عشق خود به راحله این پاسخ او به پیرمرد نصرانی است: «در نصرانیان دخترانی هستند که من پیش پاکی و زیباییشان پشت خم می کنم اما این راحله بود که در قلب من شور گمشده صحرا افکند. دگر آنکه من بنده مصلحت نیستم. نه ترسانم نه سودپرست. درست این است که از عشق راحله بی اختیارم.» و این بهترین معرفی نخستین عبدالله از شخصیت خود است. عبدالله با عشق راحله مسلمان شده اما مسلمانانی که به گفته پدر راحله از مسلمانی شان بوی غرور و جاهلیت می آید در اسلام عبدالله که باز به گفته پدر راحله از آن بوی تازگی به مشام می رسد تشکیک می کنند و به او تهمت تظاهر و فریبکاری می زنند. حال آنکه عبدالله با همان معرفی نخستین به ما فهماند که او عاشق حقیقت جویی راحله شده نه شیفته پاکی و زیبایی اش. پس اسلام او نه جوازی برای وصلت با راحله که چشمه ای جوشان از اعماق وجود خود اوست.
عبدالله، «یتیمی مانده از پدری نصرانی» است. او «مردی توانگر نیست. او آسیایی دارد که به رنج خود ساخته است و اکنون طاقت خود را میان دو سنگ آن می بیند.» روزگاری راحله گمشده امواج بیابان بوده و اینک او. راحله با «امامت» پیشوای مسلمین، حقیقت را یافته و عبدالله با «شهادت» او. حجت مسلمانی عبدالله، مقتدای راحله است یعنی حسین بن علی ...
ادامه مطلب
امیرکبیر
جام جم - اندیشه - یکشنبه ۲۰ دی ۱۳۸۸
به مناسبت سالروز شهادت میرزا تقی خان امیرکبیر
رهایی از استعمار تحجر

در دوران کودکی، ناهار بچه های قائم مقام را می آورد. پشت در اتاق به انتظار تمام شدن صرف ناهار، برای بردن ظرف ها می ایستاد. در همین مدت کوتاه، گوش به کلمات معلم که به کودکان درس می آموخت می سپرد و هرچه می شنید فرا می گرفت. روزی قائم مقام به منظور امتحان، از فرزندانش هرچه می پرسید آن ها از عهده جواب بر نمی آمدند. میرزا تقی خان به آن سؤالات جواب صحیح داد. قائم مقام پرسید: اینها را از کجا آموخته ای؟ گفت: از پشت در اتاق. به گفته های معلم گوش می دادم. قائم مقام خواست به او جایزه بدهد، میرزا تقی خان به گریه افتاد و گفت عوض جایزه به معلم دستور بدهید که آن درس ها را به من هم بدهد. قائم مقام متأثر شد و دستور داد که معلم او را هم درس بدهد...
این حکایتی که مرحوم عباس اقبال صاحب کتاب «میرزا تقی خان امیرکبیر» درباره کودکی امیرکبیر نقل می کند جوانب بسیار مهمی از شخصیت میرزا تقی خان، قهرمان بی بدیل مبارزه با استعمار را برای ما آشکار می کند. بسیاری از ویژگی های شخصیتی بشر در کودکی اش ریشه دارد. نه اینکه کودکی جبری محتوم باشد که به هیچ طریقی نتوان از تبعاتش گریخت بلکه مقصود، تأثیر قابل توجه شرایط و محیط رشد و تربیت بر فرایند کشف و شناخت و به دنبال آن شکوفایی استعدادهای بالقوه نهفته در وجود آدمی است. چه شد که میرزا تقی خان، این نوکرزاده دربار شاه قاجار، به جایی رسید که بعدها شاه دیگری از همین سلسله با افتخار و علی رغم میل بدخواهان، او را به مقام صدارت اعظم رسانید تا پیش بینی قائم مقام فراهانی درباره او به تحقق بپیوندد آنجا که خطاب به او گفته بود: «فرزند! در آتیه، تو مشاغل بزرگی را اشغال خواهی کرد و روزی خواهد رسید که در باریکترین مواقع اگر خائنین و مغرضین مزاحمت نشوند کشتی طوفانی مملکت را از گرداب هلاکت و پریشانی نجات خواهی داد.» ...
ادامه مطلب
زیبایی شناسی مضمون
جام جم - قاب کوچک - شنبه ۱۹ دی ۱۳۸۸
کارگاه مستند
زیبایی شناسی مضمون در مستند محتوامحور
اینچنین نیست که همه فیلم های مستند به یک میزان متکی بر فرم و محتوا باشند. برخی بیشتر به محتوا تکیه دارند و برخی بیشتر به فرم. این البته به معنای جدایی فرم و محتوا از هم نیست بلکه یعنی به عنوان مثال در جایی که فرم اهمیت بیشتری دارد کم دیده شدن محتوا نه به معنای کم اهمیت بودن محتوا بلکه به معنای استفاده درست و به اندازه و به جا از محتواست و متقابلاً در جایی که محتوا اهمیت بیشتری دارد عدم جلوه گری فرم بهترین نحوه به کار گیری فرم است. هر موضوعی اقتضایی دارد و هنر فیلمساز مستند شناخت نیاز موضوع و بر اساس آن استفاده متناسب از عناصر بیانی همچون فرم و محتواست. پس اینکه می گوییم فرم و محتوا از هم جدایی ناپذیرند به معنای مساوی بودن اهمیت هر دو است نه به معنای مساوی بودن نسبت و اندازه محوریت هر یک در فیلم مستند.
درست است که فیلم و برنامه تلویزیونی رسانه ای تصویری است و ماهیتاً متفاوت از رسانه های صوتی همچون رادیو است اما این بدان معنا نیست که همیشه مهمترین عنصر در یک رسانه تصویری تصویر باشد و هیچگاه پیش نیاید که در فیلم صدا و کلام نقش بیشتری در پیشبرد ایده ایفا کند. از این گذشته تصویری بودن رسانه فیلم به معنای این نیست که هر چه در اثر گفته می شود لزوماً برایش معادل تصویری قرار داده شده و دیده شود. شاید اصل اولیه این باشد اما این اصل تبصره ها و استثنائات زیادی دارد از جمله وقتی که دیده نشدن ماجرایی که نقل می شود تأثیرگذارتر از دیده شدن آن باشد یا اینکه تصاویر به ظاهر نامرتبط با موضوع، بیشتر به تأثیر ایده اصلی کمک کنند تا تصاویر به ظاهر مرتبط. به طور مثال ممکن است در یک برنامه مستند وقتی شخصیت مصاحبه شونده در حال روایت خاطره یا رویدادی است که در گذشته اتفاق افتاده، نشان دادن چهره او هنگام تعریف ماجرا یا حتی نشان دادن حرکت دستان او به هنگام روایت، هم جذاب تر و هم مؤثرتر از نشان دادن تصاویر بازسازی یا آرشیوی آن واقعه بخصوص باشد ...
ادامه مطلب

.jpg&width=500&height=460)

