X
تبلیغات
آزاد جعـــفری - شهیدان رجایی و باهنر

شهیدان رجایی و باهنر

ماهنامه خانواده (ضمیمه ماهنامه صف)، شماره ۴۲، شهریور ۱۳۹۰

 

وارستگی در بالاترین مراتب قدرت

 

هشتم شهریور ماه مصادف است با سالروز شهادت شهیدان رجایی و باهنر. بدین مناسبت بنا داریم شخصیت این دو خدمت­گزار بزرگ انقلاب اسلامی را با رجوع به کلام بنیان­گذار این نهضت، حضرت امام خمینی (ره) مورد بررسی قرار دهیم چه این­که دیدگاه امام خمینی درباره­ی این بزرگواران برای شناخت راه و هدف ایشان از هر سخن دیگری راهگشاتر و ارزنده­تر است. مقتدای این دو شهید گران­قدر نیز همچون دیگر شهدای انقلاب، همین پیر عشق، همین امام رحمت و مهربانی بود و چه بهتر که رهرو را از چشم راهبر مورد توجه قرار داده و درس بزرگی و بزرگواری را از محضر پیر مراد این شهیدان راه حق بیاموزیم. آگاهی از این­که چه وجوهی از زندگی و شخصیت این بزرگواران بیش­تر مورد توجه و نظر امام خمینی بوده و شهادت ایشان در نظر سکاندار نهضت انقلاب از چه جهاتی درس­آموزتر و تأمل­برانگیزتر است، ما را در پیمودن درست راه ایشان یاری نموده و سبب می­شود از یک سو هرگونه تشبه نادانسته به این شخصیت­های مانا و تأثیرگذار انقلاب اسلامی را مورد پرسش قرار دهیم و از سوی دیگر به هوش باشیم تا با گذر ایام، فاصله­مان از این الگوهای برتر روز به روز بیش­تر و بیش­تر نشود و زمانی نرسد که چشم باز کنیم و ببینیم کم­ترین شباهتی میان ما و ایشان باقی نمانده و هر چه هست فقط تشبه دروغین و ادعای دیگرفریب است.

     در بیانات حضرت امام در تاریخ 9 شهریور 1360 یعنی یک روز پس از واقعه، که در جمع اقشار مختلف مردم ایراد شده است، آن­چه بیش از هر چیز مورد تأکید قرار دارد، لزوم از پای ننشستن ملت در برابر این قبیل دشمنی­هاست. ایشان با پیوند زدن وقایعی از این دست به نظایر آن در زمان ائمه­ی اطهار (ع) مردم را به صبر و پایداری فراخوانده و درصدد هستند تا مانع از دستیابی منافقان به اهداف خود از این ترور ناجوانمردانه شوند. از خلال همین سخنان هم به خوبی می­توان اهمیت این دو شخصیت گران­قدر انقلاب را در نگاه حضرت امام دریافت:

     « ملت عزيز ما در تاريخ خوانده است كه على بن ابى طالب- سلام اللَّه عليه- با دست يكى از همين منافقين، با دست يكى از همين اشخاصى كه به صورت اسلام، [اما] از اسلام جدا بودند، فرق مباركش شكافت. ملت ما چون على بن ابى طالب را فدا كرده است از براى اسلام، فدا كردن امثال اين شهدا براى ملت ما يك مسئله­ی مهم نيست، گرچه خود واقعه و خود اين افرادى كه شهيد شده‏اند در نظر همه­ی ما عزيز و ارجمندند؛ و آقاى رجايى و آقاى باهنر هر دو شهيدى كه با هم در جبهه‏هاى نبرد با قدرتهاى فاسد هم­جنگ و هم­رزم بودند. و مرحوم شهيد رجايى به من گفتند كه من بيست سال است كه با آقاى باهنر همراه بوده‏ام و خداوند خواست كه باهم از دنيا هجرت كنند و به سوى او هجرت كنند. كسى كه هجرت را به سوى خدا مى‏داند و شهادت را فوز عظيم مى‏داند، و شهدايى كه در صدر اسلام و از صدر، اسلام تا كنون داده است عالي­تر و بالاتر از تمام افرادى هستند كه در اين قرن موجودند. مثل على بن ابى طالب- سلام اللَّه عليه- و حسن بن على- سلام اللَّه عليه- و حسين بن على و اصحاب او- سلام اللَّه عليهم- و ساير ائمه ما- عليهم السلام- » (صحيفه امام، ج‏15، ص 135)

     و یا آن­جا که علی­رغم تأکید بر حفظ روحیه­ی انقلابی و عدم گرفتار آمدن به تأسف منفعلانه، صراحتاً تأثر خود را نسبت به غم فقدان این دو عزیز بیان می­دارند: «من در عين حال كه شهادت اين دو بزرگوار براى من بسيار مشكل است، در عين حال، مى‏دانم كه آن­ها به رفيق اعلى‏ متصل شده‏اند و براى آن­ها آرامش هست و اين‏طور گرفتاری­هايى كه الآن براى ما هست، ديگر براى آن­ها نيست و آن­ها رسيدند به مطلوب خودشان و از اين جهت، به آن­ها و به خانواده‏هاى آن­ها و ملت اسلامى تبريك عرض مى‏كنم كه چنين شهدايى تقديم مى‏كنند. در عين حالى كه مصائب اينها مشكل است براى ما، لكن كشور ما و ملت ما با تمام قدرت ايستاده‏اند تا همچو شهدايى تقديم كنند.» (همان)

     پیام دیگر حضرت امام که این بار بر شخصیت خود شهیدان رجایی و باهنر متمرکز بوده، وجه اخلاقی آن بر وجه اجتماعی و انقلابی غلبه دارد، مربوط می­شود به تاریخ 7 شهریور 1361 که در آستانه­ی اولین سالگرد شهادت ایشان در جمع اعضای هیئت دولت ایراد گردیده و موضوع آن مردمى بودن مسئولان در نظام اسلامى و لزوم خدمت نمودن آنان به مردم است. در این سخنان بیش از هر چیز ساده­زیستی این دو بزرگوار مورد عنایت و تأکید رهبر کبیر انقلاب اسلامی قرار گرفته است:

     «من فيلمى كه ديشب از مرحوم رجايى[1] گذاشته بودند و منزلش را نشان مى‏دادند- يك دفعه­ی ديگر هم مثل اين­كه ديدم اين را- بعضى از اشخاصى كه پيش من بودند، مى‏گفتند: ما رفتيم منزل آقاى رجايى، اين خوب نشان مى‏داد، آن­جا به اين اندازه نيست؛ واقع مطلب اين‏طور نيست. اين يك چيز بزرگى كانّه نشان دارد مى‏دهد و حال آن­كه ما كه رفتيم منزلشان ديديم كه، مسئله اين‏طور هم نيست. وقتى بنا شد كه يك نفر رئيس جمهور شده يا يك نفر نخست وزير است، آقا منزلش آن­طورى است و وضع عادى‏اش اين طورى است، اين ديگر نمى‏شود كه از يك قدرت بزرگى بترسد. براى چه بترسد؟ اين را كه از او نمى‏گيرند. آن بايد بترسد كه مى‏خواهد چپاول كند و مى‏خواهد يك حكومت كذايى بكند، آن بايد بترسد. اما رجايى- خدا رحمتش كند- و امثال اين­ها و باهنر و اين­هايى كه ما از دست داديم، كه اين‏طور نبودند كه زندگيشان جورى باشد كه مبادا يك وقتى از دست ما برود؛ خاضع بشوند پيش ديگران و براى اين­كه زندگى را بيش­ترش بكنند زورگويى كنند به مردم.» (صحيفه­ی امام، ج ‏16، ص 445)

     نکته­ای که در این­ خصوص لازم به ذکر است تبیین دلیل ضرورت داشتن ساده­زیستی برای خدمت­گزاران انقلاب است. در نگاه حضرت امام، زندگی کوچک و محقر داشتن به خودی خود ارزش محسوب نمی­شود بلکه آن­چه گران­مایه و ارزشمند است عدم تعلق به امور دنیوی است. ایشان ساده­زیستی برای دولت­مردان را از آن رو مهم و قابل توجه می­دانند که نمایان­گر عدم تعلق ایشان به مادیات و در نتیجه عدم ترس و واهمه­ی ایشان از فقدان احتمالی رفاه دنیوی است. در نگاه حضرت امام زهدفروشی ارزشی ندارد. آن­چه اهمیت دارد خود زهد است و زهد هم به معنای فقر و نداری نیست بلکه عبارت است از دل نبستن به امور دنیا و عدم تعلق به ثروت و مکنت ناشی از آن. چنان­که معنای مردمی بودن در سیاست هم عدم پذیرش مشاغل دولتی و عدم ورود به حیطه­ی قدرت نیست بلکه وابسته نبودن به این مناصب حکومتی و رهایی از سیطره­ی دلبستگی و تعلق است. تصریح به این نکته در کلام حضرت امام ما را در شناخت درست غایت اعمال و رفتار متصف به صفت «مردمی» یاری نموده و موجب می­شود سره را از ناسره بازشناسیم و بدانیم که وارستگی از امور دنیا با نداری و فقر یا نداری­نمایی و تظاهر به فقر حاصل نمی­شود. به بیان حافظ، نه هر که سر بتراشد قلندری داند. غایت مردمی بودن، زهد است و زهد یعنی وارستگی نه فقر. چنان­که در فرهنگ لغت دهخدا نیز زهد با این عبارات تعریف و تبیین شده است: «بی­رغبت شدن، ناخواهان شدن، پارسا شدن، روی برگردانیدن از چیزی است به واسطه­ی حقیر شمردن آن چیز، خلاف رغبت کردن و خواهش نمودن به لذات دنیا، زاهد کسی است که هیچ امری بر او تسلط نداشته باشد مگر خدای تعالی» و در ذیل این عبارات، بیتی از خاقانی هم به چشم می­خورد که به روشنی گواه همین بحث تفاوت میان تظاهر به زهد با حقیقت وارستگی و عدم تعلق است. این بیت زیبا را حُسن ختام سخن قرار داده و تأمل بیش­تر در باب معنای واقعی زهد و ساده­زیستی را که می­توان گفت درس­آموزترین وجه از زندگی شهیدان گرانقدر رجایی و باهنر است، به خواننده­ی محترم وامی­گذاریم.

چند دام از زهد سازی و دم از طاعت زنی

ما هم از دام تو دوریم و هم از دم فارغیم



[1] - اشاره است به فيلمى كه از خانه محقر شهيد رجايى تهيه كرده بودند. اين فيلم چند روز قبل از شهادتش- زمانى كه رئيس جمهور ايران بود در تلويزيون به نمايش در آمد.

!! | | •